مزرعه
نوشتنم نمیاد دیگه (باربد) انتخاب واحد،دوسه مشترک،2 اردیبهشت پی نوشت:خودتون بسازین داستان رو ... (باربد) روزها و شب ها از پس هم میگذرن و همچنان گیج و مبهوت در امتداده این جاده بی پایان در حال دویدنم (باربد) از پس هم میگذرد روزگار صبر برفته،نمانده قرار تند و سریع در پی هم روز و شب آه فزون است،شکسته طرب رخت به تن،گیوه به پا، روز نو در پی دیدار توئم روی تو راه دراز است و خطر در کمین در پی دیدار توئم نازنین این شعر رو از زبون تو سرودم باربد. (علی) عشق آدم رو بکمال میرسونه تو میخای مثه عشقت بشی همیشه میخای روحت با روحش پیوند بخوره و وختی این اتفاق بیوفته شما دیگه یکی میشید جاودانه میشد مثه شیرین و فرهاد،لیلی و مجنون هیچ وخت کسی اسم اینها رو تنها صدا نمیکنه همیشه باهم هسن چون یکی هسن ... پی نوشت: دارم میرم کلاس تار (باربد) خوو تو یونی کسی نمیدونستی ما باهم رابطمون خعلی صمیمیه فک میکنن در حده دوسیه سادس البته این رو اون خاسه بود و من هم دیدم دلایلش منطقی قبولیدم دیروز بهم میگه دوسم ازت خوشش اومده جدی روش فک کن... پی نوشت: همیشه طوری رفتار کنید که هیش وخت کسی باهاتون بد نشه حتا به فکرتون هم باشه تنهاییتون رو نتونه ببینه و خودش دس بکار شه واستون (باربد)
